سرگذشت ایل قشقایی - ایران
بزرگان جملگی مست غرورند خدا کسی فکر ما نیست ز انصاف و مروت سخت دورند خدا کسی فکر ما نیست
نویسنده: گیتی قشقایی - ۱۳٩۳/۳/۱٦

اول خبری که فرهنگستان زبان و ادب فارسی متشر کرده است»

کد خبر: 2222873 - تاریخ مخابره : ۱۳۹۲/۱۱/۷ - ۱۷:۳۹

در نشست اعضای فرهنگستان زبان فارسی مطرح شد؛

آموزش زبانهای مادری در استانها بوی توطئه می دهد/ همه چیزِ آموزش صرف کنکور شده است

اکثریت اعضاء فرهنگستان زبان و ادب فارسی با مخالفت در موضوع آموزش زبان مادری به وسیله آموزش و پرورش در استانها که اخیرا از سوی دولت اعلام شده است این مسئله را تهدیدی جدی برای زبان فارسی و یک توطئه برای کمرنگ کردن این زبان عنوان کردند.


ادامه مطلب ...
نویسنده: گیتی قشقایی - ۱۳٩۳/۳/۱٤

 دربارهء علل و چگونگی قتل حسینقلی خان بختیاری نوشته و منتشر گردیده‏ است.بی‏شک یکی از مهمترین علل و عوامل قتل وی،اختلاف و دشمنی‏ فرهاد میرزا معتمد الدوله حاکم فارس یا او بوده است.نوشتار ذیل؛تلاشی در جهت روشنتر کردن نقش معتمد الدوله،در قتل ایلخانی بختیاری می‏باشد که‏ تقدیم طالبان حقیقت می‏کردند.

«زندگی،اقدامات و مناصب»

حسینقلی خان بختیاری،فرزند جعفر قلی خان دروگی و بی‏بی شاه پسند، دختر علی صالح آل جمالی،2در سال 1237 ه.ق.متولد گردید.3پدرش‏ جعفر قلی خان،در سال 1252 ه.ق.هنگامی که حسینقلی،شانزده ساله بود.در جنگ منار،توسّط همنامش جعفر قلی خان بهداروند.به قتل رسید.4لذا او و برادرانش،تحت سرپرستی عمویشان کلبعلی خان،قرار گرفتند.امّا مدّت زمان‏ زیادی نگذشت که میان آنها و عمویشان،اختلاف ایجاد شد.حسینقلی خان،با سیاست و دوراندیشی،خود را به معتمدالدولهء ارمنی،حاکم اصفهان نزدیک‏ نمود و توانست در سال 1262 ه.ق.در سن 24 سالگی،حکومت منطقهء بختیاری‏ را،به اسم یکی از عموهای پیرش به نام مهدیقلی خان بگیرد.ولی خود،عملا ادارهء امور بختیاری را بر عهده گرفت.5او،سپس به منازعه با کلبعلی خان‏ برخاست و او را شکست داد.با پیروزی بر عمو،راه برای او هموار گردید و از آن پس،پلّه‏های ترقّی و موفقیّت را طی نمود.مدّتی بعد،طایفهء چهارلنگ را تحت انقیاد خود درآورد و سرانجام با دستگیری موسی خان بابادی و تحویل‏ او به دولت قاجار،بر طایفهء بابادی استیلاد پیدا نمود.6

 

 


ادامه مطلب ...
نویسنده: گیتی قشقایی - ۱۳٩٢/۱۱/٢

کتاب خاطرات ملک منصورخان قشقایی پسر دوم صولت الدوله سردار عشایر  که خود نیز یکی از ایلخانان قشقایی بود، به کوشش کاوه بیات و منصور نصیری طیبی در اسفند 1391 به طبع رسیده است. هر دو کوشش کنندگان سابقه تاریخ نویسی در ایلات و وابستگی ایلی و سببی به خان در گذشته  دارند. بنا بر نوشته این کوششگران نوشته های خان چندین دفتر 100-200-300 برگی بوده و آن ها از میان این دست نوشته ها تعدادی را گلچین کرده و کتاب اول را  به دست ناشر سپرده و وعده کتاب های بعدی را هم به خوانندگان داده اند.

منصور نصیری طیبی یکی از این کوششگران است که نوشته هایی در باره ایل قشقایی دارد که در آن ها بیشتر به  قهرمان سازی و حماسه آفرینی های خاندان ایلخان قشقایی  پرداخته است. احتمالا ایشان در انتخاب اسناد به جای مانده از پسر صولت الدوله نیز همین تفکر را به کار گرفته و نوشته ها را به سوی همین هدف هدایت کرده است چو ن که: محتوی کتاب خان  درگذشته را می توان به سه بخش تقسیم کرد. .1معرفی ثروت و دارایی خانواده خان( توانمندی مالی)  .2 جنگ نامه های خانواده صولت الدوله (توانمندی رزمی) .3 زندگی شخصی خان و خانواده (توانمندی خصوصی)


ادامه مطلب ...
نویسنده: گیتی قشقایی - ۱۳٩٢/۱٠/۱٦

من معمولا نوشته ها و کتاب هایی که در مورد تاریخ قشقایی است پی گیری می کنم و می خوانم. اخیرا دو نوشته در مورد کتاب های قشقایی را مطالعه کرده ام و از مقایسه این دو نوشته در شگفت شده ام.  یکی علمی و روش مند دیگری ..... و ناوارد. یکی از این مقالات نقدی است که منصور نصیری طیبی در مورد کتاب تاریخ گمشده قشقایی در مجله« جهان کتاب » بهمن واسفند 1391 - شماره 285  و 286 نوشته اند. این نوشته را می توانید در سایت زیر مطالعه کنید:

http://www.noormags.com/view/fa/articlepage/979419

 و دیگری مطلبی است که علی احمد الیاسی دانشجوی دوره دکترای تاریخ ایران اسلامی در نشریه:« کتاب ماه تاریخ و جغرافیا » آبان 1389 - شماره 150 درج شده است که در باره کتاب تاریخ اجتماعی  سیاسی ایل بزرگ قشقایی است. متن کامل نقد را می توانید در این سایت مطالعه فرمایید:

http://www.noormags.com/view/fa/articlepage/692555?sta=%D9%82%D8%B4%D9%82%D8%A7%DB%8C%DB%8C

آقای نصیری طیبی از ترکان قشقایی است و خود نوشته هایی در مورد ایل قشقایی دارد. عنوان مقاله ایشان جالب است. « از قشقا تا قشقایی: توهم یا واقعیت» است. این عنوان  ذهنیت  ناقد را در مورد کتاب نشان می دهد که خود جای تاسف است. ولی ایشان پا را از بررسی این کتاب 


ادامه مطلب ...
نویسنده: گیتی قشقایی - ۱۳٩٢/٩/۳

 

 

برگی از تاریخ ایران در دوران قاجاریه:

میرزا ابوالقاسم خان بنا به فرمان مظفرالدین شاه از تهران برای رسیدگی به شکایات رعایای قوچان به این ناحیه رفته بود. شایع بود که عین‌الدوله، صدر اعظم وقت، از آصف الدوله پیشکش و رشوه دریافت داشته و توجهی به پیشنهاد تعدیل مالیات قوچان نکرده، به آصف الدوله تلگراف کرد که مالیات دولت به معیار سال‌های گذشته باید پرداخت شود. آصف الدوله نیز حق‌الحکومه خود را بر مالیات دولت افزوده، از مأمورین مالیات اخذ مالیات را خواست. بعضی از مأمورین مالیات، خود ،خریدار دختران رعیت شدند. هر دختر را به جای دوازده من گردم حساب کرده و از پانزده الی چهل تومان به ترکمان‌ها می‌فروختند. اینان از دو سر جیب خود را پر می‌کردند؛ یکی سهم خود از مالیاتی که اخذ می‌کردند و دیگر نفعی که از فروش دختران به ترکمانان مرزی می‌بردند. شایع بود که ترکمانان دختران را به بازارهای عشق‌آباد برده، حراج می‌کنند؛ تجار ارمنی دختران را می‌خرند تا به عنوان برده و کنیز بفروشند و یا به آوازخوانی و رقاصی در مهمانخانه‌ها وادارند. شایع بود که برخی از این دختران در مهمانخانه‌های تفلیس (گرجستان) کار می‌کردند. از گزارش‌هایی که در سال‌های بعد در روزنامه‌ها چاپ شد روشن است که در سال‌]ای بعد در روزنامه‌]ها چاپ شد. روشن است که تعداد زیادی دختر کالای معامله شدند. شمار دقیق آن را نداریم. یکی از نخستین گزارش‌های مربوطه از فروش دویست و پنجاه دختر خبر می‌دهد و تا رقم هزار نیز بعدها گزارش شد. صرفنظر از تعداد دختران، از این پس آنان هویتی گروهی یافتند و همه جا از آنان به نام «دختران قوچان» یاد شد.
[...]
متن تصنیف علی اکبر دهخدا که نخستین بار در ستون «چرند و پرند» صور اسرافیل به چاپ رسیده بود، زبان حال دختران قوچان، بیان نگرانی وی از فراموش شدن دختران قوچان بود:
(کنسرت ایرانی که دختران قوچان در قهوه خانه آواز تفلیس به خواهش روس‌ها و ترکمن‌)‌ها به وزن تصنیف «ای خدا لیلی یار ما نیست» داده‌اند)

دخترها هم آواز:
بزرگان جملگی مست غرورند خدا کسی فکر ما نیست
ز انصاف و مروت سخت دورند خدا کسی فکر ما نیست
رعیت بی‌سواد و گنگ و کورند خدا کسی فکر ما نیست

هفده و هجده و نوزده و بیست
ای خدا کسی به فکر ما نیست

فلک دیدی به ما آخر چه ها کرد خدا کسی فکر ما نیست
ز خویش و اقربا ما را جدا کرد خدا کسی فکر ما نیست
جفا بیند که با ما این جفا کرد خدا کسی فکر ما نیست

هفده و هجده و نوزده و بیست
ای خدا کسی به فکر ما نیست

گر از کوی وطن مهجور ماندیم خدا کسی فکر ما نیست
وگر از هجر او رنجور ماندیم خدا کسی فکر ما نیست
نپنداری ز عشقش دور ماندیم خدا کسی فکر ما نیست

هفده و هجده و نوزده و بیست
ای خدا کسی به فکر ما نیست

(یک دختر دوازده ساله تنها) :
نفس در سینه ساکت شو که گویی خدا کسی فکر ما نیست
نسیم از کوی ما آورده بویی خدا کسی فکر ما نیست
چه بویی دلکش آنهم از چه کویی خدا کسی فکر ما نیست

هفده و هجده و نوزده و بیست
ای خدا کسی به فکر ما نیست

(دخترها هم آواز) :
نسیم بوم ما بس جانفزا بود خدا کسی فکر ما نیست
هوایش روحبخش و غمزدا بود خدا کسی فکر ما نیست
ولی دردا که هجرش در قفا بود خدا کسی فکر ما نیست

هفده و هجده و نوزده و بیست
ای خدا کسی به فکر ما نیست

مگر مردان ما را خواب برده خدا کسی فکر ما نیست
غیوران وطن را آب برده خدا کسی فکر ما نیست
که اغیار آب از احباب برده خدا کسی فکر ما نیست

هفده و هجده و نوزده و بیست
ای خدا کسی به فکر ما نیست

(دختر دوازده ساله تنها) :
که خواهد برد تا مجلس پیامم خدا کسی فکر ما نیست
که ای دل بُرده ناداده کامم خدا کسی فکر ما نیست
چرا شد محو از یاد تو نامم خدا کسی فکر ما نیست

هفده و هجده و نوزده و بیست
ای خدا کسی به فکر ما نیست
«
(از کتاب «حکایت دختران قوچان»، افسانه نجم‌آبادی، 1374، انتشارات روشنگران)

نویسنده: گیتی قشقایی - ۱۳٩٢/٩/۱

 

 

در مورد بحرین و جداشدنش از ایران گفتنی و شنیدنی ها زیاد است. متن زیر نوشته همایون داریوش از سیاسیون ناسیونالیست، روزنامه نگار با سابقه و وزیر پیشین دوران مجمد رضا شاه پهلوی در این مورد  است که در یک مصاحبه به نام من و روزگارم منتشر شده است.

"امیرحسینی ــ در اواخر سالهای دهه چهل، مسئله اروند رود بین ایران و عراق پیش آمد و در سال ۱۳۵۰ ایران توانست پس از حدود هفتاد سال سه جزیره ایرانی خلیج فارس را دوباره زیر تسلط خودش بگیرد. با توجه به روحیه میهن پرستی و ناسیونالیستی شما، این اقدام دولت تا چه حد در روزنامه آیندگان مورد تایید شما قرار گرفت و اصولا چگونه شما این مسئله را تایید کردید؟‌

 


ادامه مطلب ...
نویسنده: گیتی قشقایی - ۱۳٩٢/۸/۱
 
 
روابط ایران و آمریکا و پایان مساله گروگان‌گیری

بعد از سفر رییس جمهور ایران به نیویورک و گفتگوی تلفنی وی با رییس جمهور آمریکا یک بار دیگر روابط ایران و آمریکا از موضوعات  مورد توجه در کشورمان شده است. بعد از اشغال سفارت آمریکا در تهران در 13 آبان 1359 و گروگان گیری اعضای سفارت به مدت 444 روز روابط ایران و آمریکا را به بحرانی ترین وضعیت خود آورد و تا کنون این رابطه قطع بوده است.  در سال 1360 نمایندگان دولت ایران به رهبری بهزاد نبوی قراردادی با نمایندگان دولت آمریکا در الجزایر امضاء کردند که گروگان ها آزاد شدند. هرچند که متن کامل مفاد این قرار داد در ایران منتشر نشده است ولی به موجب بیانیه‌های الجزایر طرفین متعهد گردیدند که:

  1. ایران گروگان‌های آمریکایی آزاد کند.
  2. آمریکا (چه از لحاظ سیاسی و چه نظامی) در امور داخلی ایران مداخله ننماید.
  3. آمریکا مجازات‌های تجاری و اقتصادی را لغو و دارایی‌های مسدود شدهٔ ایران را آزاد کند.
  4. هر دو کشور متعهد شوند که تا زمان انعقاد کامل بیانیه‌ها از رسیدگی به دعاوی اتباع و دولت‌ها علیه یک‌دیگر، خودداری کنند و آن‌ها را به داوری مرضی‌الطرفین (اختصاصاً دیوان داوری دعاوی ایران و آمریکا) ارجاع دهند.
  5. آمریکا می‌بایست اطمینان دهد که هر گونه تصمیمات دادگاه ایالتی در رابطه با انتقال هر گونه دارایی حکومت پیشین، مستقل از اصل مصونیت پادشاه اجرا خواهد کرد.
  6. قروض ایران به نهادهای آمریکایی پرداخت شود

گروگان ها آزاد شدند اما مبالغ زیادی از داشته های ایران در آمریکا برای پرداخت قروض به نهادهای آمریکایی(بند 6 فوق) در آمریکا بلوکه شد و به مردم سازمان ها و موسسات آن کشور برداشت و پرداخت شد.

دولت انگلستان اخیرا پاره ای از گزارش های رسمی ماموران خود را در این باره این قرار داد را انتشار داده است که یک بخش از آن را در نوشته درج می کنیم:

 


ادامه مطلب ...
نویسنده: گیتی قشقایی - ۱۳٩٢/٧/٥

 

 

در سالهای پس از مشروطیت که رهبری ایل قشقایی بر عهده اسماعیل خان صولت السلطنه (سردار عشایر) و بعد از آن با پسرانش بوده است. این ایل نقش های در امور سیاسی ایران بر عهده داشته است. و از میان مردم ایل قشقایی گروهی به نام نمایندگان مردم ایل در مجالس مقننه کشور حضور داشته اند. نگاهی گذرا به این مجالس ملی و نقش نمایندگان قشقایی در آن ها  و در پی آن در جستجوی کارنامه این نمایندگان برای مردم ایل خواهیم بود.   

 

ادامه مطلب ...
نویسنده: گیتی قشقایی - ۱۳٩٢/۳/٧

 

زندگی ایلخان قشقایی، کلانتران، خوانین و درباریان آن ها، با جلال و شکوه فراوان و با تمول بی کران و خدمات گسترده ای توام بوده است. برای نمونه زندگی (صولت الدوله) ایل خان قشقایی، که از هیچ شاهی کمتر نبوده و بر یک سرزمینی که وسعتش برابر چندین کشور اروپایی بود، به نقل از کسانی که از نزدیک شاهد و ناظر این زندگی اشرافی بوده اند شرح می دهم، و زندگی بقیه این فرا دستان نیز در حوزه خود هر چند در اندازه ای کمتر از ایل خان بوده است اما در نوع خود از زندگی های افسانه ای به شمار می رفتند.

«ایلخان و دربارش : در کوچ عادی و هنگام حرکت ایل همیشه بیش از هزار سوار مسلح در التزام رکاب ایلخانی بودند که میر آخورها در پیشاپیش و قراولان مخصوص و نقره چماق ها و محافظین در یمین و یسار نظم و انظباط و حرکت منظم این پا رکابی را کنترل می کردند.


ادامه مطلب ...
نویسنده: گیتی قشقایی - ۱۳٩٢/٢/٦

     ترکیب اجتماعی جمعیت ایران، متشکل از سه جامعه متمایز شهری، روستایی و عشایری است. حیات اجتماعی در این سرزمین از دیرباز متأثر از روابط متقابل و زندگی توأمان جوامع مذکور بوده و در این میان، جامعه عشایری همواره، نقشی بارز و تعیین کننده در سرنوشت سیاسی و زندگی اقتصادی کشور داشته است.

      پهنه وسیعی از ایران، قلمرو زیست و فعالیت این جامعه بوده که اکنون نیز کمابیش چنین است. گرچه امروزه عشایر نسبت محدودی از جمعیت کشورند، ولی به اقتضای شییوه زیست، قلمرو وسیعی از کشور، فضاهای زیستی عشایری است.

قلمرو زیستی عشایر نشان می دهد که بخش وسیعی از مناطق غربی، جنوب شرقی و شمال کشور، سرزمینهای عشایری است. وسعت این سرزمینها 936 هزار کیلومتر مربع است که حدود 59% از مساحت را تشکیل می دهد. بخشی از سرزمینهای عشایری، فضای زیستی مشترک با جامعه روستایی و شهری و قسمتی نیز مستقلاً "زیست بوم" عشایری است.

 


ادامه مطلب ...
مطالب قدیمی تر »
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :